|
|
این متن را سه سال پیش برای چنین شبی نوشته بودم. بین تمام نوشته هایم یک جور دیگری دوستش دارم.
شازده کوچولو گفت : بیا با من بازی کن نمیدانی چقدر دلم گرفته...
روباه گفت :نمیتوانم باهات بازی کنم .هنوز اهلیم نکرده اند آخر.
شازده کوچولو پرسید : اهلی کردن یعنی چه؟
روباه گفت : چیزی است که پاک فراموش شده.معنیش ایجاد علاقه کردن است...!
آنوقت ها که شازده کوچولو می خواندم.به این قسمت که میرسیدم هی با خودم زمزمه می کردم : اهلی کردن ... ایجاد علاقه کردن... اما یاد چیزی نمی افتادم.انگار نمی فهمیدم... فقط می فهمیدم چیز قشنگیست اهلی کردن ! و این قسمت را دوباره و دوباره می خواندم.
حالا! هروقت چشمم به گنبدت می افتد ، هر وقت اسم تو وحرمت می آید ، هروقت می خواهم به دیدارت بیایم ، هروقت دلم هوای تو می کند و حتی هروقت تلفن همراهم زنگ می زند و صدای ملا باسم بلند می شود : اباالحسن... ؛ دوباره همین قسمت داستان را در ذهنم مرور می کنم : اهلی کردن ... ایجاد علاقه کردن ... . اینبار اما با تمام وجود معنای این دو عبارت را درک می کنم .شاید حتی خیلی بیشتر از روباه ... خیلی بیشتر از شازده کوچولو ... خیلی بیشتر !
و تو بالاخره مرا اهلی خودت کردی ... اهلی حرمت ... اهلی نامت ... اهلی یادت...
نمیدانم احساس قشنگ اهلی شدنم را چگونه در کام واژه ها بریزم. نمیدانم!
روباه گفت : هر چیزی برای خودش رسم و رسومی دارد!
شازده کوچولو پرسید : رسم و رسوم یعنی چه؟
روباه گفت : این هم از آن چیزهایی است که پاک از خاطره ها رفته. این همان چیزی است که باعث می شود فلان روز با باقی روزها و فلان ساعت با باقی ساعت ها فرق کند.
امشب برای من ، با تمام شب های سال فرق می کند ...
روباه گفت : اگر تو منو اهلی کنی انگار که زندگیم را چراغان کرده باشی.
امشب دلم چراغانی است... ریسه بسته ام چشمانم را برای میلادت...
روباه گفت :و اما رازی که گفتم خیلی ساده است : جز با چشم دل هیچ چیز را چنان که باید نمی شود دید. نهاد و گوهر را چشم سر نمی بیند.
شازده کوچولو برای آنکه یادش بماند تکرار کرد : نهاد و گوهر را چشم سر نمی بیند.
- ارزش گل تو به قدر عمریست که به پاش صرف کرده ای.
شازده کوچولو برای آنکه یادش بماند تکرار کرد : ... به قدر عمریست که به پاش صرف کرده ام .
روباه گفت : آدم ها این حقیقت را فراموش کرده اند اما تو نباید فراموشش کنی . تو برای همیشه نسبت به آنی که اهلی کرده ای مسئولی !
.
.
چقدر این جمله را دوست دارم. چقدر آرامم می کند:
تو برای همیشه نسبت به آنی که اهلی کرده ای مسئولی ...