|
|
کوچکتر که بودم چقدر رها بودم. مثل بادکنکی که نخش به هیچ جا وصل نیست. هر چقدر بخواهد می تواند بالا برود. هرجایی بخواهد میتواند برود.... . یک چیزهایی از #مرگ و زندگی می دانستم، و از زندگی پس از مرگ، از #بهشت و جهنم. از اینکه وقتی بمیری تازه بدبختی هایت شروع می شود و به همه حسابهایت رسیدگی میکنند. اما شنیده بودم #شهید حساب و کتاب ندارد. عذاب و جهنم هم ندارد. بعد از مرگ هم خیلی خوشبخت تر میشود. برای همین تصمیم گرفتم شهید شوم. از مردن اصلا نمیترسیدم فقط دلم خیلی برای خانواده ام میسوخت که لابد با مردن من چقدر غصه می خوردند... . تصمیم گرفته بودم موقعیتش که فراهم شد سریع خودم را بیندازم جلو و یکجورهایی بروم در ردیف شهدا! مثلا اگر پای نجات جان کسی آمد وسط خودم را فدا کنم و ... خلاصه تا بچه هستم و گناه زیادی ندارم بمیرم یا شهید شوم که آن طرف زندگی بهتری داشته باشم. بزرگتر که شدم توقعاتم رفت بالا! به همین راحتی بمیرم؟ نع! دیگر اجر شهید را هم بدون یک کار خیلی بزرگ تاثیر گذار درست و حسابی نمیخواستم. (اینکه اصلا مگر به کسی که کار خیلی بزرگ تاثیرگذار درست و حسابی نکرده هم اجر شهید میدهند یا نه را دیگر نمی دانم!) هرچه بیشتر میگذرد بیشتر دلم نمیخواهد بمیرم. فکر میکنم درست نیست همینطوری الکی الکی از دنیا بروم. حتی در راه یک کار خوب. دلم هی بیشتر و بیشتر میخواهد. کار خوب کافی نیست. باید یک کار خییییلی خوب خیییلی بزرگ کرده باشم. همه ش هم از خدا میخواهم حالا که جوان هستم و پتانسیل اش را دارم فرصتش را به من بدهد تا خودم را شکوفا کنم و مثل غنچه نشکفته پرپر نشوم! خلاصه از آن دوران رهایی و بی تعلقی کودکی حسابی فاصله گرفتم. اما این سفر را اگر بروم و در حد قابل قبول انجامش دهم تا حد زیادی خیالم راحت می شود. لااقل دلم خوش است یک کار بزرگ در زندگی ام کرده ام. آن دنیا هم جلوی امامان و پیامبران و بزرگان یک مطلب قابل عرض برای گفتن دارم. خداوکیلی این سفر اگر نصیبم نشود یا خدا و امام حسین از من قبولش نکنند تا اینجای زندگی ام که چند روزی از سال بیست و چهارمش می گذرد تقریبا هیچ غلط خاصی نکرده ام! بجز همان زیارت پیاده نیمه شعبان نود و دو که آن هم اگر مورد قبول واقع شده باشد حالا یک چیزی ولی بهرحال زیارت اربعین نمی شود. این سفر می تواند خیلی آرامم کند. خیالم را تا حد زیادی راحت می کند. بعدش اگر بمیرم هم شاید واقعا چیزی از دست نداده باشم. دعا کنید که از من پذیرفته شود.
#انی_احامی_ابدا_عن_دینی
#اربعین#پیاده_روی#کربلا#طریق_نجف_الی_کربلا#امام_حسین#التماس_دعا
پ.ن: دوستانی که نتوانستند امسال بروند در صورت تمایل اسامی شان را به من بدهند اگر رفتنی شدم ان شالله در حد توان چند قدمی به نیابت از هرکدام برخواهم داشت. ان شالله که از شما قبول کنند...
پ.ن1: امشب سفرنامه پیاده روی نیمه شعبان نود و دو را خواندم باز بیش از پیش هوایی شدم. در آدرس زیر قابل رویت است :
http://mah-i.blogfa.com/cat-6.aspx