|
|
لبخندت
شبیه یک باغ سیب است
حتی بیشتر ...

چه پشتکار شگرفی !
هنوز در قفسم ...
هنوز هستم و
از رو نمی رود نفس م !
زینب صبوری زاده
۱) پرنده اگر چند روزی
هوای آسمان را بال بزند
قفس را دوام نمی آورد
و ماهی اگر
طعم اقیانوس را بچشد
تنگ را
.
من از آسمان شلمچه می آیم
از اقیانوس فکه و هویزه و طلائیه
.
اگر تـو نبودی و بهشتت نبود
زندان دلگیر شهر را
با هوای آلوده و مسمومش
و شلوغی بیمارگونه اش
تاب نمی آوردم ...
۲) روز اول - حرکت از راه آهن اندیمشک به سمت شرهانی - دیوان خواجه :
روز اول رفت دینم در سر زلفین تو تا چه خواهد شد درین سودا سرانجامم هنوز
۳) روز سوم - وداع با اروند :
وای بر ما اگر این بار هم از دست شما
جام نَگـْرِفْته برون از در میخانه رویم
وای بر ما اگر از شهد شهادت نچشیم
فارغ از جام و می و ساغر و پیمانه رویم
خوب بنگر که حقیقت همه در این قدح است
وای اگر زرد و خمار از پی افسانه رویم
پای عقل من و تو اول ره مانده به گِل
باید از وادی دل ، عاشق و دیوانه رویم
راه دلسوختگان روشنی اش از شمع ست
به طواف سر این شمع چو پروانه رویم
وای بر ما اگر از دام رها گردیم و
همچنان مثل گذشته ز پی دانه رویم ...

یکی از سخت ترین سوال هایی که ممکن است از کسی که تا حدودی با اشعار حافظ آشنایی دارد پرسیده شود این است که : قشنگترین غزل یا قشنگترین بیت دیوان خواجه از نظر شما کدام است ؟
نمیشود به این سوال یک جواب مشخص و دائمی داد . هردوره و زمانی به مقتضای موقعیت و احوال درونی و فضای بیرونی ممکن است یک بیت ،شرح حال، شود و بیشتر از الباقی بر دل بنشیند و ورد زبان شود
اما برای من مدتهاست که در دل م و روی زبانم این بیت ، لایتغیر مانده و انگار قرار است بماند .
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده ی گلگون خراب کن ...
دانلود نوای وب (البته با کیفیت پایین)