۱) پرنده اگر چند روزی

هوای آسمان را بال بزند

قفس را دوام نمی آورد

و ماهی اگر

طعم اقیانوس را بچشد

تنگ را

.

من از آسمان شلمچه می آیم

از اقیانوس فکه و هویزه و طلائیه

.

اگر تـو نبودی و بهشتت نبود

زندان دلگیر شهر را

با هوای آلوده و مسمومش

و شلوغی بیمارگونه اش

تاب نمی آوردم ...

 

۲)  روز اول - حرکت از راه آهن اندیمشک به سمت شرهانی - دیوان خواجه :

روز اول رفت دینم در سر زلفین تو      تا چه خواهد شد درین سودا سرانجامم هنوز

 

۳) روز سوم - وداع با اروند :

وای بر ما اگر این بار هم از دست شما

جام نَگـْرِفْته برون از در میخانه رویم

 

وای بر ما اگر از شهد شهادت نچشیم

فارغ از جام و می و ساغر و پیمانه رویم

 

خوب بنگر که حقیقت همه در این قدح است

وای اگر زرد و خمار از پی افسانه رویم

 

پای عقل من و تو اول ره مانده به گِل

باید از وادی دل ، عاشق و دیوانه رویم

 

راه دلسوختگان روشنی اش از شمع ست

به طواف سر این شمع چو پروانه رویم

 

وای بر ما اگر از دام رها گردیم و

همچنان مثل گذشته ز پی دانه رویم ...

 

 

 

 

 

 

 

 

+ تاريخ ۱۳۹۱/۱۱/۱۶ساعت نويسنده ماه-ی |