|
|
روز و شب ها که مثل هم باشند
حس نمیکنی که می گذرند
انگار یک روز است که تکرار میشود
با جزئیات مختلف ِ بی اهمیت
باید یک اتفاق خاص بیفتد ؛
یک تلخی ؛
که فکر کنی چقدر خوب است که میگذرد و تمام می شود
یا یک شیرینی ؛
که مدام حسرت بخوری که ای کاش تمام نمیشد
مهم این است
که "گذر" را
به یاد تو می آورد
و خیلی چیزهای دیگر را ...
و شاید همین است که می گویند
مومن امروزش با دیروزش فرق میکند
و فردایش با امروز
آن وقت "گذشتن" را حس میکند
یادش میماند که یک روز ، تمام می شود
آنها که دچار روزمرگی شده اند
بسکه هرروزشان مثل هم است
در تصورشان هم نمیگنجد که یک روز
ممکن است اتفاقی بیفتد
به بزرگی مرگ !