مرگ ؛ یعنی من که در اوج جوانی رفته ام

با صد اما و اگر ، با ناتوانی رفته ام

 

مرگ یعنی من ، که بی عشق و شهامت زنده ام

آه یعنی بی نصیب از زندگانی رفته ام

 

رفته ام از زندگی بیرون که نامش هم به دوش

سخت سنگین است و من زین نام فانی رفته ام

 

اشتباه مطلق است این نام بر امثال من

من برای رفع اشکال زبانی رفته ام !

 

از وطن ، از خانه و کاشانه و حتی ز دل

رفته ام بیرون ز عالم ، من "جهانی" رفته ام

 

صورتم را ، دست هایم را ، نگاهم را ببین

من نه با پا و نه با سر ، بلکه "جانی" رفته ام ...

 

+ تاريخ ۱۳۹۱/۰۵/۰۱ساعت نويسنده ماه-ی |