|
|
مرگ ؛ یعنی من که در اوج جوانی رفته ام
با صد اما و اگر ، با ناتوانی رفته ام
مرگ یعنی من ، که بی عشق و شهامت زنده ام
آه یعنی بی نصیب از زندگانی رفته ام
رفته ام از زندگی بیرون که نامش هم به دوش
سخت سنگین است و من زین نام فانی رفته ام
اشتباه مطلق است این نام بر امثال من
من برای رفع اشکال زبانی رفته ام !
از وطن ، از خانه و کاشانه و حتی ز دل
رفته ام بیرون ز عالم ، من "جهانی" رفته ام
صورتم را ، دست هایم را ، نگاهم را ببین
من نه با پا و نه با سر ، بلکه "جانی" رفته ام ...